امروز ۱۶ دیماهه که دارم این پست رو مینویسم  ..

یه هوای برفی که برفها با ناز و ادا مهمون زمین می شن  انگار اصلا دلشون نمی خواد به زمین بیان.اما خوب دست خودشون نیست که بیان یا  نیان درست مثل ما آدما که به دنیا اومدنمون   دست خودمون نیست.. اما تولدم دو روزه دیگس یعنی هجدهم.

همیشه دوست داشتم بی اینکه بدونم یه روز ، روز تولدم که وارد خونه میشم ببینم همه خاله ها دخترخاله ،پسر خاله ها خلاصه همه اونایی که دوستشون دارم تو خونمون جمعند ..همه جا آذین بندی شده و یه کیک بزرگ هم که روش به عدد سالهایی که زندگی کردم شمع روشنه " از این شمعهای فانتزی انگلیسی که رو کیک می ذارن خوشم نمی یاد" اما خوب هیچ وقت به این آرزوم نرسیدم.

امسال تولدم یه حال و هوای دیگه داره ..وقتی روز تولد آدم با عید غدیر تو یه روز می افته خوب باید هم خوشحال باشه و این بهترین هدیه ای که امسال پیشاپیش از خدا گرفتم...

دیروز کلی مطلب  نوشته بودم که امروز پاکشون کردم آخه روز جشن و شادی آدم باید حرفهای خوب خوب بزنه و بشنوه ..با روی گشاده و خندون از مهمونها پذیرایی کنه " اینجوری  " و یه شاخه گل رز تقدیم کنه به همه اونهایی که لطفشون رو اثبات کردند و مهمون جشن و شادی تو شدند درست مثل همین شاخه گل

 برفی که از دیروز شروع شده همچنان می باره کاش فردا هم بباره ..من برف خیلی دوست دارم..کلا زمستون رو خیلی دوست دارم نه به خاطر اینکه تو زمستون به دنیا اومدم نه..وقتی برف می باره همه جا برای هرچند مدت کوتاه یکدست سفید سفید میشه ..همه چیزهای ناخوشایند برای یه مدت کوتاه زیر سفیدی برف پنهون میشه ..همه چی شبیه هم میشه..درست مثل وقتی که حاجی ها احرام می بندند ..همه سفید پوش..یا وقتی راهی دیار ابدی می شیم دیگه فرقی بین آدمها نیست ..همه سفید پوش.

                                     

اين ترانه رو چند روزه شبكه استاني پخش مي كنه خيلي خوشم ميياد گفتم يه تيك اش رو  اينجا بنويسم بد نيست

باز دوباره غم دنیا تو دلم لونه کرده                  های و هایم همه اهل دل و دیوونه کرده

تو بگو حرفهام رو من به کی بگم                     تو بگو دردهام رو من به کی بگم

آخه ما غیر علی یار نداریم                             غیر مولا با کسی کار نداریم

من مست مستم بابا حیدر مدد                      از غم شکستم بابا حیدر مدد

شب تاریک و دشتستون و من مست               بابا حیدر مدد

قدح از دست ما افتاد و نشکست                     بابا حیدر مدد

نگهدارنده اش نیکو نگه داشت                        بابا حیدر مدد

وگرنه صد قدح نفتاده بشکست                       بابا حیدر مدد

 

 حاشه نوشته۱:" لطفا از حال و هوای وبلاگ تعجب نکنید ..با وجود اینکه بزرگ شدم اما حال و هوای بچگی هنوز از من دور نشده..خوب تولده دیگه ..باید بادکنک ترکوند به تعداد سالهایی که پشت سر گذاشتی ۱ ،۲ ، ۳ ،...او وه چقده زياد  میوه و شیرینی خورد..با همه گفت و خندید و مهمترین قسمت ، هدیه گرفت..شما ها چی می خواین برام هدیه بیارین ها..."راستي هر كي هرچي دلش خواست مي تونه كيك بخوره ..به همه مي رسه.

حاشیه نوشته ۲ : " به استثنای خانواده و همکارم هیچ کس یادش نیست که فردا تولد منه حتی بهترین دوستم که هر سال با یه هدیه شرمندم می کنه و حتی...باشه گله ای نیست این روزا آنقدر گرفتاریها زیاد شده که دیگه جایی برای فکر کردن به این چیزا نمی مونه.

حاشیه نوشته ۳ : به علت آماده نشدن کارتهای دعوت نتونستم رسما از هیچکسی برای شرکت در جشن دعوت کنم..پیشاپیش عذر می خوام از همه. هر کی هر وقت خواست می تونه بیاد.

حاشیه نوشته ۴: عید بر همه مبارک باشه