به سوي نور
زندگي ما آدما گاهي آنچنان در چرخ روزمرگي گرفتار ميشه كه رهايي از اون براي خيلي ها و خيلي وقتها كاري غيرممكن به نظر مي ياد اما تو اين بين يه دفه همه چي تغيير مي كنه . خيلي ها دو سه ساعت زودتر از معمول صبحانه شون رو مي خورن .. از نهار خبري نيست و مادرها يكماه از پرسيدن اين عبارت كه نهار چي بگذارم خلاص مي شن. عصر نزديك غروب نصف بيشتر آدمهاي شهر سر سفره نشستند و با ترنم ربنا به استقبال اذان مي رن و همه باهم با تقريبا يه چيز مشابه افطار مي كنند. چقدر لذت بخشه وقتي حس كني يك عده زيادي تو يه وقت معين دستهاشون رو رو به آسمان بلند كردند و هريك به زباني با معبودشون سخن مي گن و تو هم قاطي اونها هستي.
تو كار اين دنيا به غير از رهايي از مرگ محتوم غير ممكني وجود نداره و خداي مهربون با قرار دادن ماه مبارك رمضان در بين ماهها خواسته به طرز ظريف و ماهرانه اي اين نكته رو به بنده هاش يادآوري كنه. ميشه دچار روزمرگي نشد .. ميشه ..اگه واقعا بخوايم و ماه مبارك رمضان بهترين فرصت براي تمرين اين خواسته هاست. خواسته هايي كه فقط محدود به نخوردن و نياشاميدن نشه.
اين مدت اتفاقاتي افتاد كه براي من سرشار از درسهايي گرانبها بود. اتفاقاتي كه من رو به خودم بهتر و بيشتر شناسوند.

اولين قطره – همراه با ترنم ربنا وقتي گوشه دلتون لرزيد و هواي چشماتون باروني شد و در شبهاي عزيز و پر خير و بركت قدر باران رو هم از دعاي خيرتون فراموش نكنيد.
دومين قطره – بياييد باهم و براي هم دعا كنيم . دعا كنيم تا خدا توفيق معرفت به خودمون و خودش رو نصيب هممون كنه.
سومين قطره – ديشب نتونستم درست و حسابي بخوابم. با اينكه موبايل رو براي يك ربع به پنج گذاشته بودم اما همش فكر م ميكردم الان اذان رو مي گن و من نمي تونم براي سحري خوردن پاشم . اما اينطور نشد. زودتر از خواب پا شدم. سحري خوردم و تا اذان صبح كنار پنجره مشغول تماشاي آسمون پرستاره شدم و يه خورده با خدا حرف زدم. واي كه چقدر مزه داد. نمي دونم اون چيزي كه تو اسمون ديدم چي بود اما مطمئنم هواپيما نبود. يه توده درخشان از سمت چپ آسمان شروع به حركت كرد و در سمت راست از نظرم ناپديد شد. با خودم فكر كردم شايد اينها ستاره هايي هستند كه آرزوهاي آدما رو برآورده مي كنند – هرچند ستاره حركت نمي كنه ولي خوب تصورش كه محال نيست – من هم معطلش نكردم و هر چي آرزوي خوب براي خودم و خانوادم و دوستام بود از خدا خواستم.
چهارمين قطره – يكماه از دنياي مجازي خداحافظي مي كنم . موبايلم رو خاموش مي كنم و مي رم سراغ كارهايي كه بايد انجام مي دادم و درانجامش تا به حال تنبلي و كوتاهي كردم.
پنجمين قطره – و آخرين كلام قطراتي گهربار از كلام سيد الساجدين به هنگام فرا رسيدن ماه مبارك رمضان :
" سپاس و ستايش خداي راست كه ماه خود ، ماه رمضان را راهي از راههاي احسان خويش قرار داد ; ماه روزه و ماه اسلام ، و ماه پاكي ، و ماه آزمايش ، و ماه به پا خواستن ، و ماهي كه در آن ، قرآن چون رهنموني براي مردم ، و چون نشانه هايي آشكار از راه راست ، و جدا كننده درست و نادرست است . ...
خدايا! در اين ماه رمضان ، ما را از بندگي ات سرشار كن ، و اوقات آن را به زيور طاعت بياراي ، و به روزه روزهايش ، و نماز و لابه و زاري و خاكساري و خواري در پيشگاهت ، مدد فرما . تا اين كه روز آن ، گواه غفلت ما نباشد ، و شب آن ، شاهد گناه ما نگردد!
خدايا! در ديگر ماه ها و روزها ، مادام كه زنده ايم ، بدين كار توفيقمان ده.
فرا رسيدن ماه نيكيها ، ماه رافت قلوب و ماه مهربانيها رو به همه شما عزيزان و ياران صميمي تبريك و شادباش مي گم و اميدوارم لحظاتتون سرشار از ياد خدا و نيكي به خلق خدا باشه
تا يكماه بعد خدا حافظ و نگهدار همتون ![]()


حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم