شعری برای باران
![]()
![]()
![]()
![]()
باز اين طرف باران زده
برچهره گريان زده
بر گونه عريان زده
گم كرده بارانم هنوز
با هر صداي قطره اي
نام تو مي خوانم هنوز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران چه زيبائي و پاك
يكدم زني بر قلب خاك
بي تو گل عشقم هلاك
از آن وجود نازنين
مشتاق رويت تشنه لب
در انتظارت روز و شب
من عاشقي دارم طلب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران دل ما شد كوير
رويت نديده سيرﹻسير
گفتي كه گشته ديرﹻدير.
رفتي و بي همدم شدم
سرگشته عالم شدم
چون شمع سوزان پاي تو
من قطره قطره كم شدم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران سراپا رحمتي
زيبا و شيرين صحبتي
درياي عشق و الفتي
عشق تو شمع راه ما
ياد تو شد همراه ما
نقش قشنگ چشم تو
شد زيور درگاه ما
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران شده اردي بهشت
باغ و چمنزاران بهشت
ديدي تو كار سرنوشت
پاييزيم همرنگ تو
بي تو شدم دلتنگ تو
شب گريه هايم را ببين
دارد غم آهنگ تو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران چه بد گم كردمت
گم در تلاطم كردمت
تقديم مردم كردمت
بغضم گرفته بي صدا
مي جويمت در قصه ها
چون برنمي گردي دگر
بسپارمت دست خدا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باران نمي بارد دگر
بويت نمي آرد دگر
دل ياد تو دارد دگر
مي بوسمت از راه دور
اي قطره قطره عشق و نور
اسم تو باران تا ابد
روي لبانم پر غرور





حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم