آخرین یادداشت

يادداشت اول
تصميم داشتم يكي از پستها رو اختصاص بدم براي يه هفته ماموريتي كه تهران و كرج رفته بودم اما وقتي پيش نويسش رو آماده كردم ديدم خيلي زياد شد و از حوصله خارج. به همين خاطر از خيرش گذشتم. اين يه هفته كه از محيط كار دور بودم و در يك فضاي بسيار زيبا و آرامش بخش در مهرشهر واقعا خوش گذشت.
در این بین بیشتر از همه ديدن علي كوچولوي عزيزم كه دلم واسش يه ريزه شده بود و همچنين خاله و دخترخاله ها برام ارزش داشت. البته آخرهای هفته هم يه سرماي حسابي خوردم كه باعث شد از خیلی از برنامه هایی که داشتم صرفه نظر کنم که البته گله اي نيست چون ممكن بود اتفاقي بدتر از اون برام پيش بياد.
یادداشت دوم
ديشب كه سريال آدمخوار رو از شبكه دو مي ديدم بدجور حالم گرفته شد..به موضوع سريال و اين كه چه جور ساخته شده كار ندارم .. چيزي كه ديروز برام مثل همیشه ناراحت کننده بود و صد البته مساله هميشه درگير جامعه ما ،نوش دارو بعد از مرگ سهراب بود. تا الان نتونستم به جواب اين سوال برسم كه چرا ما آدمها قدر لحظات با هم بودن ، در كنار هم خنديدن ، شانه به شانه هم گريه كردن و...رو نمي دونيم و وقتي عزيزي رو از دست داديم تازه اونوقته كه متوجه مي شيم چه اتفاقي افتاده ؟؟؟!!!!!!!!!!
البته خود من خيلي اوقات از اين قاعده مستثني نيستم اما كسي هست به من بگه ............
چرا ؟!!!!!!!!!
یادداشت آخر
هميشه وقتي مهمون خونمون مي ياد خوشحالم اما وقت رفتن بدجور دلم مي گيره..هروقت هم مهمون مي رم همينطورم..از خداحافظي خوشم نمي ياد اما حقيقتييه كه بايد پذيرفت به دنبال هر آمدني يه رفتني وجود داره.
باران هم از اين امر مستثني نيست..وقتي اومدم در فكر رفتن نبودم اما الان بنا به دلايلي مجبور به ترك عزيزاني هستم كه در اين مدت يك سال و اندي سعادت داشتم در كنارشون باشم . نمي دونم اين رفتن چقدر طول خواهد كشيد اما به اميد بازگشت دوباره مي رم.
در اين مدت اگر باعث رنجش كسي شدم صميمانه عذرخواهي مي كنم ..اميدوارم به بزرگي خودتون من رو ببخشيد.
خيلي فكر كردم تا براي هريك از دوستان گلم جمله اي بنويسم اما نتونستم . هركار كردم نتونستم كلمات رو پشت سر هم رديف كنم و با كمك اونها احساسي رو كه نسبت به تك تكتون دارم رو صفحه كاغد بيارم.
مي خواستم بي خبر برم اما ديدم انصاف نيست بي خداحافظي از عزيزترين عزيزانم بار سفر ببندم..همگيتون رو به خدا مي سپرم . اميدوارم در تمام لحظات زندگيتون شاد و سربلند و سلامت باشيد. دلم براي همتون تنگ ميشه اگه تونستم حتماً بهتون سر خواهم زد.
![]()
هميشه و همه جا به ياد شما
معصومه
دختري از جنس باران
حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم